رفسنجان از نگاه مقدسی در قرن چهارم هجری، شمسالدین مقدسی در کتاب احسن التقاسیم از رفسنجان با نام کهن اناس یاد کرده است. او این شهر را مرزی، دارای دژ، مسجد جامع و قناتهای پرآب توصیف میکند. این روایت تاریخی، تصویری از گذشته رفسنجان ارائه میدهد و نقش آن را در ارتباطات جغرافیایی منطقه نشان میدهد. پوپه با رویکردی نوین، تاریخ، فرهنگ و جاذبههای گردشگری را برای سفرهای آگاهانهتر ارائه میدهد.
مونس میرحسینی
چهارشنبه، 17 بهمن 1403رفسنجان از زبان مَقدَسی
گردشگری و توسعه آن یکی روزآمدترین مسائل امروز ماست. شهر ما رفسنجان هم از این موضوع مستثنی نیست و هر چه به روند گردشگری آن کمک شود، در حقیقت به توسعه شهر کمک شده است.
در این مطلب قصد دارم به معرفی رفسنجان قدیم از زبان شمسالدين محمد شامی مَقدسی بپردازم و بدانیم شهری که امروز تلاش میکند انتظار گردشگران و مسافران را برآورده کند، در گذشته از نگاه یک جغرافیدان و سیاح چطور بوده است.
(احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم) نام كتاب جغرافياى عربى بسيار مشهورى از اواخرقرن چهارم هجرى (دهم ميلادى) است كه نویسنده آن شمس الدين ابوعبـدالمحمدبن احمدبنابى بكر بناء شامى مَقدسى است. تنها اطلاعى كه درباره زندگانى مَقدسى وجود دارد ازمطالب كتاب خوداو به دست مى آيد و گويا به ظاهر اين تنها كتابى است كه نوشته
است. سفرنامه او به زبان عربی نوشته شده و در ایران ترجمه دکتر علینقی منزوی موجود است.
او در سفرهای خود از خراسان، کرمان و فارس نیز دیدار کرده است و موضوع مطلب ما شهر رفسنجان در این کتاب است.
او ابتدا از کرمان به عنوان پنج خوره و ناحیه نام برده است. (بردسیر، نرماسیر،سیرجان، بم و جیرفت)
رفسنجان در این کتاب با نام کهن خود یعنی (اناس) آورده شده است. اناس در آن زمان جزو شهرهای بردسیر بوده است.
از متن کتاب:
《بردسير ؛ خوره ايست در كنار كویر، سردسير و گرمسير دارد و زبان محلی آنرا گواشير خوانند كه قصبة خوره نيز به همين نام است. ازشهرهايش: ماهان، كوغن، زرند، جنزرود ، كوهيانه،؛قواف، أناس(رفسنجان)؛ زاورة، خوناب، غبير؛كارشتان است.》
در ادامه مقدسی اناس را شهری مرزی میداند که پیوسته توسط راهزنان و دزدان غارت میشود. او شرایط اناس را چنین توصیف میکند: از روذان بزرگتر است اما ويرانه و درمرز است كتاب فره' در آنجا است، جامع درميان بازار است، از كاريز می آشامند درميان شهر دژى با ربضى است.
آنچه از نوشته پیداست آب آشامیدنی مردم رفسنجان از قنات بوده است.
مسجد جامعشان در وسط بازار و شهری بزرگتر از شهر رودان بوده است و مردم شهر پاکیزه بودند.
اشاره مقدسی به مسجد جامع هر شهر، نشان از دقت او در رفتارهای اسلامی و شرعی هر شهر است. گرچه اطلاعاتی که در کتابش نوشته است کلی است اما نکتههای ضروری شهر را گفته است.
مقدسی از دژ و دیوار میان شهر رفسنجان بازدید کرده است، اما جزئیات خاصی از آن ارائه نداده است.
از منظر او ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مردم کرمان را مانند هم دانسته است و مردم اناس(رفسنجان) همانگونه بوده اند که در سیرجان یا بردسیر و...
او درباره مردم چنین مینویسید: 《مردمی لاغر قد بلند و اغلب سیاهچهره که در تعبیری آفتاب سوخته به نظر میرسد. غذا و خرمای بر زمین افتاده را نمیخورند. آب قنات که پاکیزه است آب خوردن این مردمان است و در بین آنها کسی که واعظ و پند و اندرز بدهد رو به افزایش است.》
باورهای کهن دیگری در متن درباره اناس(رفسنجان) نیست و اطلاعات ایشان بیشتر مربوط به لهجه و گویش، مذهب، جغرافیا و مختصری از زندگی مردم است.
با این وجود باید گفت همین سفرنامه از مهمترین سفرنامههایی است که درمورد ایران و شهرهای آن نوشته شده و نام کهن رفسنجان را برای ما بهجای گذاشته است.
مقایسه احوال گذشته رفسنجان با نام اناس با رفسنجان امروزی نشان میدهد که شهر مرزی مهمی بوده است. همچنان که حالا هم به عنوان مهمترین شهری که شهرهای سیرجان و کرمان و همچنین یزد و کرمان را به هم متصل میکند است.
برای گردشگران که بر اساس جغرافیای قدیم دوست دارند شهرها را کاوش کنند، با توجه به کتاب احسن التقاسيم متوجه میشوند، دیوارهای دژ قدیمی رفسنجان هنوز در شهر وجود دارد. اگر چه قنات ها تقریبا خشک شدهاند اما آب آشامیدنی سالم و پاکیزه از نکتههای مهمی است که مردم خواستار آن هستند.
اغلب مسافران یا گردشگران با توجه به چهره امروزی هر شهر به آن سفر میکنند، اما پرداختن به پیشینه باستانی و تاریخی شهرها سفر را جذاب تر خواهد ساخت. مرور یا بررسی کتابهایی مثل احسن التقاسيم باعث میشود گردشگران دید وسیعی از آنچه یک شهر در قدیم داشته، دریافت کنند و روند توسعه آن را متوجه شوند.
پوپه در نظر دارد، دانستنی های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی مقاصد گردشگری را به شیوه ای متفاوت ارائه دهد، تا گردشگران نوع خاص و ویژه ای از سفر را تجربه کنند.